الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
116
ضياء القلوب ( فارسى )
شافع و به ايشان نافعند حال كونى « 1 » كه اين آلهه از سنگ تراشيده و از چوب نجارى كرده شده است ، و بعد از آن اين آيه را خواند كه : وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ « 2 » ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى « 3 » . پس عظيم بود بر عرب كه دين پدران را ترك كنند ، پس تخصيص داد اللّه تعالى مهاجرين اولين از قوم آن حضرت را به تصديق به او و ايمان به او و مواسات از براى آن حضرت و صبر با او بر شدّت آزار قوم ايشان مر ايشان را و تكذيب كردن قوم مر ايشان را ، و همهء مردم مخالف ايشان بودند و عداوت به ايشان داشتند . پس ايشان وحشت نكردند از كمى عدد ايشان و تكذيب مردم مر ايشان را و اتفاق بر نصرت ايشان . پس ايشان اول كسانند كه عبادت اللّه تعالى در روى زمين كرده و ايمان به خدا و رسول آوردهاند و ايشان اوليا و عترت او و سزاوارترين مردم به اين امرند ، و بعد از آن حضرت منازعه نمىكند با ايشان در اين امر مگر ظالم . و شما اى گروه انصار ! جماعتى هستيد كه انكار كرده نمىشود فضل ايشان در دين و سابقهء عظيمهء ايشان ، راضى شده اللّه تعالى شما را كه انصار دين خود و رسول او باشيد و گردانيده به سوى شما هجرت او را و در شماست عمدهء صحابه و زوجات او ، و نيست بعد از مهاجرين اوّلين نزد ما مثل شما .
--> ( 1 ) . عبارت شايع عربى است و در فارسى امروز بيشتر « و حال آنكه » و يا « درحالىكه » به كار مىرود . ( 2 ) . يونس ( 10 ) : 18 . ( 3 ) . زمر ( 39 ) : 3 .